شفاعت

   1   2   3      >

+ يا صاحب الزمان ادرکني

يکشنبه 27 مرداد 1387 ساعت 7:37 عصر
< نکته : اگر کسى مى خواهد که امام زمان عليه السلام دوستدار او باشد و از داشتن چنين فـردى مدعى ارادت به آن حضرت ، خوشحال باشد ، پس به اين حديث شريف عمل کند .
    پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود :




    عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وآله وسلم أَنَّهُ قَالَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَکُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْيَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ ...

   کسى که دوست دارد قـوى ترين مردم باشد بايد بر خدا توکّل کند .

مستدرک الوسائل ج11 ص217

نوشته شده توسط : محسن

[ نظر]


+ مبعث عيد بزرگ

سه‏شنبه 8 مرداد 1387 ساعت 5:4 عصر
< شب مبعث است واز ليالى متبر که است و روايت شده که آن شبى است که بهتر است از براى مردم از آنچه آفتاب بر او ميتابد عبادت در آن اجر شصت سال عبادت دارد واز براى اين شب مبارک چند عمل است :
1 - غسل ، چنانکه ((شيخ )) فرموده
2 - زيارت حضرت اميرالمؤ منين ، که افضل اعمال اين شب است چنانکه ((سيد)) فرموده و زيارت حضرت نيز در اين شب است ، چنانچه ((علامه مجلسى )) فرموده .
3 - خواندن اين دعا چنانچه شيخ کفعمى فرموده :(( اللهم انى اسئلک بالتجل الاعظم )) ،الخ .
4 - دوازده رکعت نماز کند هر وفت از شب که باشد و بخواند در هر رکعت ((حمد)) و((معوذتين )) و((قل هوالله احد)) را چهار مرتبه و چون فارغشود از همه ، در همان مکان چهارمرتبه بگويد:
(( لا اله الا الله و الله اکبر والحمد الله و سبحان الله و لا حول و لا قوة الا بالله (العلى العظيم خل ). ))
پس هر حاججت که خواهد بطلبد و اين نماز بطريق ديگر نيز روايت شده .
5 - دوازده رکعت نماز کند بطريقى که در شب نيمه گذشته و نماز امشب و شب 28 و شب 29 دوازده رکعت است به حمد و ده مرتبه ((اعلى )) و ده مرتبه ((قدر)) و بعد از سلام صد مرتبه صلوات و صدمرتبه استغفار.
و در اين شب ، سنه 60 يا در شب 28((وليد بن عتبه )) حاکم ((مدينه )) جناب سيد الشهدا را بخانه خود طلبيد و خبر مرگ ((معاويه )) و خلافت ((يزيد)) را با آنحضرت عرض کرد و خواس از آنجناب بيعت بگيرد، حضرت آن شب را مهلت خواست و شب يکشنبه 29، با اهلبيت خود بجانب ((مکه )) حرکت کرد، پس از آنکه سر قر جد و مادر و برادر خود رفت ووداع کرد و از راه اعظم حرکت فرمود و آيه شريفه (( فخرج منها خائف يترقب )) را که مشعر است بر خوف اهل بيت ، قرائت فرمود.

نوشته شده توسط : محسن

[ نظر]


+ عوامل نگرانى و پريشانى

يکشنبه 30 تير 1387 ساعت 12:33 عصر
<

عوامل مختلفى مى توانند موجب تشويش خاطر و نگرانى انسان شوند.
مهم ترين اين عوامل عبارتند از:
1. گاهى اضطراب و نگرانى به جهت آينده تاريک و مبهمى است که در برابر فکر انسان خودنمايى مى کند. احتمال زوال نعمت ها، گرفتارى در چنگال دشمن ، ضعف ، بيمارى ، ناتوانى ، درماندگى ، احتياج و...آدمى را رنج مى دهد؛ اما ايمان به خداوند قادر متعال مى تواند اين نگرانى ها را از بين ببرد و به انسان آرامش ببخشد.
2. گاه گذشته تاريک زندگى فکر انسان را به خود مشغول مى دارد.پيوسته او را نگران مى سازد؛ نگرانى از گناهان ، کوتاهى ها و لغزش هايى که از او سر زده است . اما توجه به اين که خداوند، غفار، توبه پذير و رحيم است به او آرامش مى بخشد.
3. ضعف و ناتوانى انسان در برابر عوامل طبيعى و گاه در مقابل انبوه دشمنان داخلى و خارجى او را نگران مى سازد که در برابر آن همه دشمن نيرومند چه کند. اما هنگامى که به ياد خدا مى افتد و متکى به قدرت و رحمت او مى شود. قدرتى که برترين قدرت ها است و هيچ چيز در برابر آن ياراى مقاومت ندارد - قلبش آرام مى گيرد.
4. گاهى نيز ريشه نگرانى هاى آزار دهنده انسان ، احساس پوچى زندگى و بى هدف بودن آن است ؛ اما کسى که به خدا ايمان دارد و مسير تکاملى زندگى را به عنوان يک هدف بزرگ پذيرفته است و همه برنامه ها و حوادث ها زندگى را در همين مسير مى بيند، نه در زندگى احساس پوچى مى کند و نه هم چون افراد بى هدف و مردد، سرگردان و مضطرب است .
5. عامل ديگر نگرانى آن است که انسان گاهى براى انجام خدمتى زحمت زيادى را متحمل مى شود، اما کسى را نمى بيند که به زحمت او ارج نهد و از آن قدردانى و تشکر کند بلکه گاهى با تغافل و بى اعتنايى و بى مهرى نيز مواجه مى شود و اين ناسپاسى شديدا او را رنج مى دهد و در حالت اضطراب و نگرانى فرو مى برد. اما هنگامى که احساس کند کسى هست که از تمام تلاش ها و کوشش هايش آگاه است و همه آنها را ارج مى نهد و براى همه پاداش مى دهد. نگرانى اش از اين ناحيه رفع مى شود.
6. دنياپرستى و دلباختگى در برابر رزق و برق زندگى مادى يکى از بزرگ ترين عوامل اضطراب و نگرانى انسان ها است . اما انسان مؤ من ، با ايمان به خدا و تحت تاءثير تعاليم الهى و وحيانى ، با زهد و پارسايى سازنده و عدم اسارت در چنگال زرق و برق زندگى مادى ، به همه اين اضطراب ها پايان مى دهد. ايمان و توجه وافر امام على عليه السلام به خداوند، از او شخصيتى چنان آزاده ساخته است که الگوي تمام بشريت شد


يا علي (ع)


نوشته شده توسط : محسن

[ نظر]


+ شخصيت زن

شنبه 22 تير 1387 ساعت 8:25 عصر
< زندگي زن در ميان ملتهاي عقب مانده قديم
زندگى زن در امتها و قبائل وحشى ، از قبيل ساکنين افريقا و استراليا و جزائر مسکون در اقيانوسيه و امريکاى قديم و غير اينها نسبت به زندگى مردان نظير زندگى حيوانات اهلى بود، آن نظرى که مردان نسبت به حيوانات اهلى داشتند همان نظر را نسبت به زن داشتند، و به زنان با همان ديد مى نگريستند.
زندگي زن در ميان ملتهاي متمدن قبل از اسلام
در بين امتهاي متمدن قبل از اسلام مانند مردم چين و هند و مصر و ايران قديم نيز زن هيچگونه استقلال و آزادي نداشته، بلکه در همه شؤون زندگي اش تحت قيموميت و سرپرستي و ولايت مرد بوده و حق مداخله در هيچ شأني از شؤون اجتماعي را نداشته است.
در ميان اين قبايل از زن به عنوان يک انسان متوسط و ضعيف استفاده مي کردند،‌انساني که هيچگونه حقي نداشت مگر اين که به انسانهاي ديگر در امور زندگي کمک کند.
شخصيت زن از ديدگاه اسلام
اما دين مبين اسلام در قرآن مجيد زيباترين، شيواترين و رساترين تعبير را در ارتباط و همبستگي وجود زن و مرد دارد:
هن لباس لکم و انتم لباس لهن(آنها همانند لباس براي شما هستند و شما همانند لباس براي آنها هستيد.)
همانگونه که لباس براي پوشش و زينت و مايه عفاف است زن و مرد براي همديگر نيز چنين نقشي دارند و هيچ يک از آن دو بر ديگري برتري ندارد.
در آيه 13 سوره حجرات نيز ملاک برتري را چنين معرفي مي نمايد:
يَأَيهَا النَّاس إِنَّا خَلَقْنَکم مِّن ذَکَرٍ وَ أُنثى وَ جَعَلْنَکمْ شعُوباً وَ قَبَائلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُم(اى مردم ما شما را از يک مرد و يک زن آفريديم و شما را تيره هايى بزرگ و تيره هايى کوچک قرار داديم تا يکديگر را بشناسيد نه اينکه به يکديگر فخر کنيد و فخر و کرامت نزد خدا تنها به تقوى است و گرامى ترين شما باتقوى ترين شما است.)
تفسير برخي مفسرين در مورد اين آيه اين است که اگر شما بخواهيد روي بدن فخر کنيد هم مرد از يک مرد و يک زن خلق شده و هم زن از يک مرد و يک زن بوجود آمده است نه خلقت مرد بالاتر از خلقت زن است و نه بر عکس.

نوشته شده توسط : محسن

[ نظر]


+ اي خوشانروزي که ما در خانه مادر داشتيم

جمعه 10 خرداد 1387 ساعت 11:59 صبح
<

اي مضمون آب وآينه ،


            اي نجابت سبز،


                     اي رايحه  صبح ،


خورشيد رو به تو نماز مي گذارد


          ومهتاب بر بورياي ساده تو به تمنا مي نشيند.


                    اي بلنداي قامت سپيده !


                           اي مفهوم سبز ولايت !


                                        اي زهره !


                                                     اي زهرا!


   اي صداقت محمد


                  اي زبان علي


                            اي اسطوره مهر


 


سلام بر صورت نيلي


               سلام بر پهلوي شکسته


                      وسلام بر خسوف غمگينانه تو !


 


نام : فاطمه (س)


لقب : زهرا


کنيه : ام ابيها


نام پدر :  حضرت  محمد (ص)


نام مادر : خديجه کبري (س)


نام همسر: علي بن ابيطالب (ع)


لقب : زهرا،صديقه،طاهره،راضيه،مرضيه،مبارکه،بتول ( لقب زهرا از شهرت بيشترى برخوردار است. )


محل ولادت : مکه خانه خديجه


مدت عمر : 18 سال


تاريخ شهادت : 3 جمادي الثاني سال 11 هجري


علت شهادت : صدمات وارده


نام قاتل : ثاني



محل دفن : مدينه طيبه


 


نوشته شده توسط : محسن

[ نظر]


   1   2   3      >